مداخلات روانی و اجتماعی در حوادث و سوانح

مهمترین استراتژی مداخله مددکاران اجتماعی در دوران بازتوانی

  برای انتخاب بهترین استراتژی مداخله در مراحل مختلف پس از بروز بحران، مرور مفهوم مددکاری اجتماعی میتواند راهگشا باشد. هریت بارتلت و ویلیام گوردون از اعضاء کمیسیون حرفه مددکاری اجتماعی در انجمن علمی مددکاران اجتماعی آمریکا، حرفه مددکاری اجتماعی را مجموعهای از دانشها (راههای شناخت) و ارزشها (شیوه برخورد با مردم) تعریف میکنند که از طریق توسعه مهارت ها عمل میکند. حرفه مددکاری اجتماعی مداخلات خود را در سه سطح فرد، گروه و جامعه انجام میدهد و هدف از مداخلات در هر سه سطح توانمند ساختن افراد برای مواجهه با مشکل است.

الگوی مددکاری اجتماعی برای مداخله در بحران

  زمان مداخله در بحران متأثر از نیازهای مراجعان، منابع در دسترس، نوع بحران و ضربه ای است که به جامعه بحران دیده وارد شده است. برای مداخله موثر در بحران ها زمان محدود و بسیار پر اهمیت است و مددکاران اجتماعی می بایست بسیار سریع نیازهای جامعه هدف را شناسائی کنند و با شناخت منابع برطرف کننده نیازها به سازماندهی و بهره گیری از آنها برای مرتفع ساختن نیازهای جامعه هدف بپردازند و با نفوذ در افراد آسیب دیده و به کارگیری مهارتهای درمانی و ارتباطی زمینه کنار آمدن و سازگار شدن آنها را با موقعیت ناشی از بحران حاصل نمایند و مانع از انجام گرفتن فعالیت هایی شوند که به حادث شدن خطر و عمیق تر شدن بحران می انجامد، بی شک تخصص و مهارت مددکاران اجتماعی در این راستا از اهمیت بسیاری برخوردار است.

پیش نویس منشور مددکاری اجتماعی برای فاجعه های غیرمترقبه

منشور مددکاری اجتماعی در فاجعه های غیرمترقبه نشان می دهد که چه اقدام هایی، در چه مراحلی و از طرف چه نیروهایی باید صورت پذیرد تا هدف تعیین شده، تحقق یابد. این منشور به عنوان فرآیند محور فعالیت ها، به چهار مرحله پیش از فاجعه، زمان فاجعه، روزهای نخست فاجعه و هفته های اول فاجعه تقسیم می شود و سرانجام منجر به جلب مشارکت واقعی بازماندگان برای بازسازی منطقه می شود.

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :89
بازدید دیروز :397
این هفته :1578
این ماه :3592